جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

71

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

و امت هائى كه بزيورهايت فريبشان دادى اگر ترا مجسم مى يافتم كيفر خدائى را در باره‌ات اجرا مى كردم بجزاى آنكه بندگان خدا را به آرزوهاى دراز فريفتى و مردمانى را به پرتگاهها افكندى و زمامدارانى را بنابودى كشاندى و بناگواريهاشان دچار كردى چنان كه راه گريزى در پس و پيش آنها نماند دور است كه به تو روى آورم كه هر كس پا به لغزشگاههايت گذارد فرو افتاد و كسى كه به امواج خروشانت گرفتار شد غرق گرديد و هر كس از بندهايت رهائى يافت پيروز شد و آن كس كه از خطر تو سالم ماند از تنگناى زندگانى باكى نداشت و دنيا در برابرش روزى بود كه بپايان مى رسيد از من دور شو ، به خدا سوگند تسليم تو نمى شوم كه خوارم سازى و رام تو نمى گردم كه بر من افسار زنى ) پس بگفتهء امام ، دنيا لغزشگاهى است كه انسان را از راه خدا و راه كمال بازميدارد و بازيچه‌ها و فريبندگيهايش او را به خود مشغول مى سازد و از خدا و فردايش باز مى دارد ، تا آنجا كه همهء مرزها را مى شكند و همهء قوانين و فضائل را بدور مى اندازد و غولى آدميخوار و تجاوزگرى ناهنجار كار مىشود ، امام ، با آژير هراسناكى مردم را از بندگى دنيا باز مى دارد و سرانجام دنيا را كه مرگى هولناك و كيفرى دردناك است به انسانها

--> ( 1 ) - نامهء شمارهء 45 نهج البلاغه